فال حافظ روزانه پنجشنبه 15 مرداد 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 312
بشري اذ السلامه حلت بذي سلم ، لله حمد معترف غايه النعم آن خوش خبر کجاست که اين فتح مژده داد ، تا جان فشانمش چو زر و سيم در قدم از بازگشت شاه در اين طرفه منزل است ، آهنگ خصم او به سراپرده عدم پيمان شکن هرآينه گردد شکسته حال ، ان العهود عند مليک النهي ذمم مي جست از سحاب امل رحمتي ولي ، جز ديده اش معاينه بيرون نداد نم در نيل غم فتاد سپهرش به طنز گفت ، الان قد ندمت و ما ينفع الندم
ساقي چو يار مه رخ و از اهل راز بود
،
حافظ بخورد باده و شيخ و فقيه هم
تعبیر:
به زودی به مراد و آرزوی خود می رسی. قدر لحظات را بدان و موقعیت شناس باش. در غیر اینصورت نادم و پشیمان خواهی شد. با هر کسی راز خود را در میان نگذار.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 15 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 180
اي پسته تو خنده زده بر حديث قند ، مشتاقم از براي خدا يک شکر بخند طوبي ز قامت تو نيارد که دم زند ، زين قصه بگذرم که سخن مي شود بلند خواهي که برنخيزدت از ديده رود خون ، دل در وفاي صحبت رود کسان مبند گر جلوه مي نمايي و گر طعنه مي زني ، ما نيستيم معتقد شيخ خودپسند ز آشفتگي حال من آگاه کي شود ، آن را که دل نگشت گرفتار اين کمند بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست ، تا جان خود بر آتش رويش کنم سپند جايي که يار ما به شکرخنده دم زند ، اي پسته کيستي تو خدا را به خود مخند
حافظ چو ترک غمزه ترکان نمي کني
،
داني کجاست جاي تو خوارزم يا خجند
تعبیر:
غرور و تکبر دیگران را به هیچ بگیر و به دوستان ظاهر الصلاح دل مبند. برای رسیدن به مقصود باید به خود متکی باشی. عاقبت اندیش و هوشیار باش تا دچار رنج و زحمت نشوی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 15 مرداد 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 74
حاصل کارگه کون و مکان اين همه نيست ، باده پيش آر که اسباب جهان اين همه نيست از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است ، غرض اين است وگرنه دل و جان اين همه نيست منت سدره و طوبي ز پي سايه مکش ، که چو خوش بنگري اي سرو روان اين همه نيست دولت آن است که بي خون دل آيد به کنار ، ور نه با سعي و عمل باغ جنان اين همه نيست پنج روزي که در اين مرحله مهلت داري ، خوش بياساي زماني که زمان اين همه نيست بر لب بحر فنا منتظريم اي ساقي ، فرصتي دان که ز لب تا به دهان اين همه نيست زاهد ايمن مشو از بازي غيرت زنهار ، که ره از صومعه تا دير مغان اين همه نيست دردمندي من سوخته زار و نزار ، ظاهرا حاجت تقرير و بيان اين همه نيست
نام حافظ رقم نيک پذيرفت ولي
،
پيش رندان رقم سود و زيان اين همه نيست
تعبیر:
این زندگی چند روزه ارزش رنج کشیدن و خون دل خوردن را ندارد. به آنچه داری قانع باش و عمر عزیز را در راه رسیدن به آرزوهای دست نیافتنی تلف نکن. عزت نفس خود را از دست نده و منت نامردان را نکش.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 15 مرداد 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 329
جوزا سحر نهاد حمايل برابرم ، يعني غلام شاهم و سوگند مي خورم ساقي بيا که از مدد بخت کارساز ، کامي که خواستم ز خدا شد ميسرم جامي بده که باز به شادي روي شاه ، پيرانه سر هواي جوانيست در سرم راهم مزن به وصف زلال خضر که من ، از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم شاها اگر به عرش رسانم سرير فضل ، مملوک اين جنابم و مسکين اين درم من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال ، کي ترک آبخورد کند طبع خوگرم ور باورت نمي کند از بنده اين حديث ، از گفته کمال دليلي بياورم گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر ، آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم منصور بن مظفر غازيست حرز من ، و از اين خجسته نام بر اعدا مظفرم عهد الست من همه با عشق شاه بود ، و از شاهراه عمر بدين عهد بگذرم گردون چو کرد نظم ثريا به نام شاه ، من نظم در چرا نکنم از که کمترم شاهين صفت چو طعمه چشيدم ز دست شاه ، کي باشد التفات به صيد کبوترم اي شاه شيرگير چه کم گردد ار شود ، در سايه تو ملک فراغت ميسرم شعرم به يمن مدح تو صد ملک دل گشاد ، گويي که تيغ توست زبان سخنورم بر گلشني اگر بگذشتم چو باد صبح ، ني عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم بوي تو مي شنيدم و بر ياد روي تو ، دادند ساقيان طرب يک دو ساغرم مستي به آب يک دو عنب وضع بنده نيست ، من سالخورده پير خرابات پرورم با سير اختر فلکم داوري بسيست ، انصاف شاه باد در اين قصه ياورم شکر خدا که باز در اين اوج بارگاه ، طاووس عرش مي شنود صيت شهپرم نامم ز کارخانه عشاق محو باد ، گر جز محبت تو بود شغل ديگرم شبل الاسد به صيد دلم حمله کرد و من ، گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم اي عاشقان روي تو از ذره بيشتر ، من کي رسم به وصل تو کز ذره کمترم بنما به من که منکر حسن رخ تو کيست ، تا ديده اش به گزلک غيرت برآورم بر من فتاد سايه خورشيد سلطنت ، و اکنون فراغت است ز خورشيد خاورم
مقصود از اين معامله بازارتيزي است
،
ني جلوه مي فروشم و ني عشوه مي خرم
تعبیر:
بخت و اقبال با تو همراه است و روزگار روی خوش را به تو نشان می دهد. خداوند را سپاسگزار باش تا نعمات خود را از تو دریغ نکند. به عهد و پیمان خود پایبند و وفادار باش تا حق دوستی را به جای آورده باشی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 15 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 344
عمريست تا من در طلب هر روز گامي مي زنم ، دست شفاعت هر زمان در نيک نامي مي زنم بي ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود ، دامي به راهي مي نهم مرغي به دامي مي زنم اورنگ کو گلچهر کو نقش وفا و مهر کو ، حالي من اندر عاشقي داو تمامي مي زنم تا بو که يابم آگهي از سايه سرو سهي ، گلبانگ عشق از هر طرف بر خوش خرامي مي زنم هر چند کان آرام دل دانم نبخشد کام دل ، نقش خيالي مي کشم فال دوامي مي زنم دانم سر آرد غصه را رنگين برآرد قصه را ، اين آه خون افشان که من هر صبح و شامي مي زنم
با آن که از وي غايبم و از مي چو حافظ تايبم
،
در مجلس روحانيان گه گاه جامي مي زنم
تعبیر:
برای رسیدن به آرزوها، هر راهی را امتحان کن و دست از تلاش و کوشش بر ندار تا به نتیجه برسی. هرچند که راه مقصود دور و دراز است اما عاقبت به آرزوی خود می رسی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 15 مرداد 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 402
نکته اي دلکش بگويم خال آن مه رو ببين ، عقل و جان را بسته زنجير آن گيسو ببين عيب دل کردم که وحشي وضع و هرجايي مباش ، گفت چشم شيرگير و غنج آن آهو ببين حلقه زلفش تماشاخانه باد صباست ، جان صد صاحب دل آن جا بسته يک مو ببين عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند ، اي ملامتگو خدا را رو مبين آن رو ببين زلف دل دزدش صبا را بند بر گردن نهاد ، با هواداران ره رو حيله هندو ببين اين که من در جست و جوي او ز خود فارغ شدم ، کس نديده ست و نبيند مثلش از هر سو ببين حافظ ار در گوشه محراب مي نالد رواست ، اي نصيحتگو خدا را آن خم ابرو ببين
از مراد شاه منصور اي فلک سر برمتاب
،
تيزي شمشير بنگر قوت بازو ببين
تعبیر:
به اهداف و افکار پراکنده ی خود سر و سامان بده و هر لحظه، تغییر عقیده نده. با دوستان مشورت کن تا بتوانی بهتر تصمیم بگیری. دو دل نباش. در هر کار اول فکر کن و جوانب کار را بسنج تا به مقصود و آرزوی خود برسی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 15 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 420
ناگهان پرده برانداخته اي يعني چه ، مست از خانه برون تاخته اي يعني چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقيب ، اين چنين با همه درساخته اي يعني چه شاه خوباني و منظور گدايان شده اي ، قدر اين مرتبه نشناخته اي يعني چه نه سر زلف خود اول تو به دستم دادي ، بازم از پاي درانداخته اي يعني چه سخنت رمز دهان گفت و کمر سر ميان ، و از ميان تيغ به ما آخته اي يعني چه هر کس از مهره مهر تو به نقشي مشغول ، عاقبت با همه کج باخته اي يعني چه
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد يار
،
خانه از غير نپرداخته اي يعني چه
تعبیر:
زندگی آرام و سعادتمندی داری، اما هنوز از آنچه که داری، می طلبی. برای خود بیهوده دردسر می تراشی. قدر زندگی و خانواده ی مهربان خود را بدان. با خیالات بیهوده و آرزوهای خام، زندگی خود را دچار ناملایمات نکن. قناعت بزرگترین گنجینه ی بشریت است.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 15 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 317
فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم ، بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق ، که در اين دامگه حادثه چون افتادم من ملک بودم و فردوس برين جايم بود ، آدم آورد در اين دير خراب آبادم سايه طوبي و دلجويي حور و لب حوض ، به هواي سر کوي تو برفت از يادم نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست ، چه کنم حرف دگر ياد نداد استادم کوکب بخت مرا هيچ منجم نشناخت ، يا رب از مادر گيتي به چه طالع زادم تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق ، هر دم آيد غمي از نو به مبارک بادم مي خورد خون دلم مردمک ديده سزاست ، که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک
،
ور نه اين سيل دمادم ببرد بنيادم
تعبیر:
خود را گرفتار غم و محنت می بینی و از روزگار گله و شکایت داری. خود را در عشق شکست خورده می بینی. اینها همه نشانه های یأس است. زندگی به پایان نرسیده است. یأس و ناامیدی را از خود دور کن. پایان شب سیاه، سپیدی روز است.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 15 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 360
گر از اين منزل ويران به سوي خانه روم ، دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم زين سفر گر به سلامت به وطن بازرسم ، نذر کردم که هم از راه به ميخانه روم تا بگويم که چه کشفم شد از اين سير و سلوک ، به در صومعه با بربط و پيمانه روم آشنايان ره عشق گرم خون بخورند ، ناکسم گر به شکايت سوي بيگانه روم بعد از اين دست من و زلف چو زنجير نگار ، چند و چند از پي کام دل ديوانه روم گر ببينم خم ابروي چو محرابش باز ، سجده شکر کنم و از پي شکرانه روم
خرم آن دم که چو حافظ به تولاي وزير
،
سرخوش از ميکده با دوست به کاشانه روم
تعبیر:
اگر از گرفتاری های زندگی خلاص شدی بهتر است که از آنجا تجربه بیندوزی و عاقلانه رفتار کنی. در کارها زود تصمیم نگیر و عاقبت اندیش باش. از تجربیات خود و دیگران به نحو احسن استفاده کن.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 15 مرداد 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 412
مرا چشميست خون افشان ز دست آن کمان ابرو ، جهان بس فتنه خواهد ديد از آن چشم و از آن ابرو غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستي ، نگارين گلشنش روي است و مشکين سايبان ابرو هلالي شد تنم زين غم که با طغراي ابرويش ، که باشد مه که بنمايد ز طاق آسمان ابرو رقيبان غافل و ما را از آن چشم و جبين هر دم ، هزاران گونه پيغام است و حاجب در ميان ابرو روان گوشه گيران را جبينش طرفه گلزاريست ، که بر طرف سمن زارش همي گردد چمان ابرو دگر حور و پري را کس نگويد با چنين حسني ، که اين را اين چنين چشم است و آن را آن چنان ابرو تو کافردل نمي بندي نقاب زلف و مي ترسم ، که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
اگر چه مرغ زيرک بود حافظ در هواداري
،
به تير غمزه صيدش کرد چشم آن کمان ابرو
تعبیر:
با تمام وجود عاشق شده ای و از غم دوری در رنج و عذاب به سر می بری. نا امید و مأیوس نباش. صبر و حوصله داشته باش تا به مقصود خود برسی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 15 مرداد 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 205
تا ز ميخانه و مي نام و نشان خواهد بود ، سر ما خاک ره پير مغان خواهد بود حلقه پير مغان از ازلم در گوش است ، بر همانيم که بوديم و همان خواهد بود بر سر تربت ما چون گذري همت خواه ، که زيارتگه رندان جهان خواهد بود برو اي زاهد خودبين که ز چشم من و تو ، راز اين پرده نهان است و نهان خواهد بود ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز ، تا دگر خون که از ديده روان خواهد بود چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد ، تا دم صبح قيامت نگران خواهد بود
بخت حافظ گر از اين گونه مدد خواهد کرد
،
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود
تعبیر:
هیچ کس از آینده ی خود خبر ندارد اما می تواند آن را با درایت و عقل به نفع خود بسازد. در هر کاری صبر و استقامت و امید لازم است تا شاهد مقصود را در بر گیری.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 15 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 182
حسب حالي ننوشتي و شد ايامي چند ، محرمي کو که فرستم به تو پيغامي چند ما بدان مقصد عالي نتوانيم رسيد ، هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند چون مي از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب ، فرصت عيش نگه دار و بزن جامي چند قند آميخته با گل نه علاج دل ماست ، بوسه اي چند برآميز به دشنامي چند زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر ، تا خرابت نکند صحبت بدنامي چند عيب مي جمله چو گفتي هنرش نيز بگو ، نفي حکمت مکن از بهر دل عامي چند اي گدايان خرابات خدا يار شماست ، چشم انعام مداريد ز انعامي چند پير ميخانه چه خوش گفت به دردي کش خويش ، که مگو حال دل سوخته با خامي چند
حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت
،
کامگارا نظري کن سوي ناکامي چند
تعبیر:
زمان را بیهوده از دست نده. فرصتها را غنیمت بدان و بیهوده به دنبال عیبجویی نباش. کمی اراده داشته باش و با دیگران مشورت کن تا بهتر بتوانی تصمیم بگیری.